مهر, 1397 بدون نظر دسته‌بندی نشده

ترس را تجربه کنید و وارد عمل شوید!

در راه رسیدن از جایی که هستید به جایی که می خواهید برسید ، باید با ترس هایتان مواجه شوید . ترس امری طبیعی است . هر گاه هدف جدیدی انتخاب می کنید و شروع به حرکت می کنید سر و کله ترس هم پیدا می شود . متاسفانه بیشتر مردم اجازه می دهند که ترس شان جلو اقدامات لازم آن ها  برای رسیدن به هدف هایشان را بگیرد .اما افراد موفق با آن که درست مثل ما می ترسند ، اجازه نمی دهند که ترس مانع رسیدن آن ها به اهدافشان بشود . آن ها می دانند که باید ترس را پذیرفت و همراه با آن باید به حرکت ادامه داد.

چرا این قدر می ترسیم؟

میلیون ها سال قبل ترس ، واکنش طبیعی بدن ما در برابر خروج از حریم امن مان بود . ترس در برابر خطر احتمالی ، ما را هوشیار می کرد . امروزه ترس بیشتر حکم هشداری دارد که باعث هوشیاری و احتیاط بیشتر می شود . ولی هم چنان باید به حرکت خود به سمت هدف ادامه دهیم .

نگاه تازه ای به ترس!

ترسهایتان  را به شکل کودک دو ساله ای ببینید که  نمی خواهد همراه شما برای خرید به سر کوچه بیاید! شما که اجازه نمی دهید ذهنیت یک کودک دو ساله ، اختیار زندگی شما را از دست شما بگیرد ؟ چون باید به هر حال خرید کنید و باید بچه دو ساله خود را هم همراه تان به خرید ببرید . ترسهایتان هم همینطور هستند. به عبارت دیگر باید قبول کنید که ترس وجود دارد. اما نباید اجازه دهید که مانع رسیدن شما به اهدافتان بشود.

باید از احساس ترستان استقبال کنید!

برخی دست به هر کاری میزنند تا از احساس ناخوشایند ترس اجتناب بکنند . اگر شما هم از این دسته افراد هستید ، خطر بزرگ تر آن است که هرگز به خواسته خود در  زندگی نرسید ! رسیدن به اهداف بزرگ و چیز های بزرگ با خطر توام است . طبیعت این خطر هم آن است که همیشه نتیجه نمی دهد . ممکن است شکست بخورید، سرمایه تان را از دست بدهید ، نقش تان را از دست بدهید ، از کوه پرت بشوید ، و یا حتی در تصادف اتومبیلی بمیرید .اما ضرب المثلی قدیمی می گوید : نابرده رنج، گنج میسر نمی شود.

تجارب خیالی که واقعی به نظر میرسند!

جنبه مهم دیگری که باید به یاد داشته باشیم این است که ما انسان ها در راه تکامل به مرحله ای رسیده ایم که دیگر بیشتر ترسهایمان خود ساخته است . ما با تصور نتایج منفی هر کاری که بخواهیم بکنیم ، خودمان را به وحشت می اندازیم . خوشبختانه چون این منفی بافی ها کار خودمان است خودمان هم می توانیم جلوی وحشت هایمان را بگیریم. و از طریق مواجهه با واقعیت ، به شفافیت و آرامش برسیم .و تسلیم تخیلات منفی خود نشویم . به اختیار خودمان می توانیم معقول باشیم . روان شناسان ترس را این طور معنی می کنند : تجارب خیالی ، که به نظر واقعی می رسند .

تکنیکی برای مقابله با ترسهایمان

برای این که بهتر ببینید چطور ترسهای بی اساس را وارد زندگی خود می کنید فهرستی از کار هایی که از انجام آن ها می ترسید تهیه کنید.منظور از فهرست ، چیزهایی ( عنکبوت )  نیست که از آن ها می ترسید  بلکه چیزهایی است که از انجام دادن آن ها  ( در دست گرفتن عنکبوت ) میترسید .

حالا با استفاده از این الگو هر یک از ترس هایتان را بازنویسی کنید :
می خواهم فلان کار را بکنم اما با تصور این که فلان جور می شود ، خودم را می ترسانم.
بخش مهم این جمله خودم  را می ترسانم است .ترس امری خود ساخته است ، که با تجسم نتایج منفی در آینده پدیدار می شود .

چگونه از شر ترس هایمان رها شویم؟
ترس

چطور می توانید از شر ترسهایتان خلاص شوید؟

یک راه بزرگ برای از بین بردن ترسهایتان آن است که از خود بپرسید چه فکری باعث وحشت شما می شود ؟بعد آن تصویر را با تصویر مخالف و مثبت آن جایگزین کنید .سعی کنید آینده را به گونه ای ببینید که همه چیز در جای خود قرار دارد و همه چیز تحت کنترل شما است  . و همه اتفاقات در زمان مناسب در حال وقوع هستند .

درصد ریسک را پایین بیاورید:

 

آنتونی رابینز می گوید : اگر نمی توانید ، باید حتما اقدام کنید و اگر باید اقدام کنید ، پس حتما می توانید !
همان چیز هایی که بیشتر از همه از انجامش میترسیم ، باعث بزرگ ترین رشد و رهایی ما می شود .اگر ترستان آن قدر بزرگ است که باعث فلج شدن شما می شود درصد ریسک را پایین بیاورید  . با چالش های کوچک تر شروع کنید آرام آرام  بالا بروید . اگر اولین بار است که وارد کار فروش شده اید ، با مشتریی هایی تماس بگیرید که فکر می کنید راحت رت می توان با آن ها معامله کرد . اگر دنبال پول جمع کردن برای کار جدیدتان هستید با افرادی تمرین کنید که اساسا نمی خواهید از آن ها وام بگیرید .اگر مضطرب هستید و نگران مسئولیت های جدید در کار تان هستید با انجام وظایف کوچک تر در پروژه ای  که دوست دارید ، شروع کنید .اگر ورزشی را شروع کرده اید با  سطوح ابتدایی تر مهارت تمرین کنید .بعد از این که مهارت های لازم را کسب کردید و بر ترسهایتان غلبه کردید به سراغ چالش های بزرگ تر بروید.به این شکل می توانید درصد ریسک را پایین بیاورید .

زمانی را که با وجود ترس پیروز شده اید را به یاد بیاورید.

تا حالا پریدن روی تخته شیرجه را امتحان کرده اید؟اگر این کار را بلد باشید احتمالا  اولین باری راکه تا لبه تخته شیرجه رفته اید  و به پائین نگاه کرده اید را به یاد می آورید .عمق آب خیلی بیشتر از عمق واقعی آن به نظر می رسید .
حتما ترسیده بودید .اما با نگاه به پدر ومادر و یا مربی شیرجه به خودتان گفته اید :
خیلی می ترسم .باید حتما پیش مشاور بروم .ولی اگر این بار بر ترسم غلبه کنم حتما دوباره این کار را امتحان می کنم …
بدیهی است که چنین حرف هایی نزده اید!
در عوض ترس را حس کرده ، ولی شجاعت به خرج داده و پریده اید . احتمالا وقتی که روی آب آمدید ،با سرعت خودتان را به لبه استخر رسانده و چند نفس عمیق کشیده اید. حتما کمی آدرنالین ترشح شده و هیجان ریسک و پرش از هوا به داخل آب را حس کرده اید.بعد از یک دقیقه احتمالا دوباره شیرجه زده اید و بارها این کار را تکرار کرده و لذت برده اید . خیلی زود ترستان ریخته است .
اگر این تجربه  یا تجربه اولین رانندگی را به یاد دارید ، این تجربه الگویی است برای همه اتفاقات زندگی ،تجربیات جدید همیشه ترسناک هستند . باید هم همین طور باشد .

هربار که می ترسید و عقب نشینی نمی کنید اطمینان خودتان را نسبت به توانایی هایتان افزایش می دهید .پس ترس را تجربه کنید ولی وارد عمل بشوید!

برچسب ها

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.