آذر, 1397 بدون نظر راز موفقیت, هدف گذاری

ضرورت داشتن هدف در زندگی و چگونگی نوشتن اهداف

 

یکی از مهمترین و قدرتمندترین روشهای درخواست و اعلام و انتشار خواسته ها در پهنه ی جهان هستی، روش نوشتن است. با نوشتن اهداف، خود فرد به آگاهی کامل می رسد که دقیقا چه میخواهد و خواسته اش برای او واضح و روشن می گردد وبرای اولین بار آنچه در ذهن می پروراند به دنیای فیزیکی و حقیقی زندگی می آید و به روی کاغذ یا هر شیء دیگر نقش می بندد.

نوشتن قدرت بسیار زیادی دارد. بسیاری از افرادی که در زندگی به خواسته ها و اهدافشان رسیده اند از همین روش قوی و موثر استفاده نموده اند. از آنجا که نوشتن،  قدرت تمرکز و توجه انسان را حدود 70 تا 80 درصد افزایش می دهد، در نتیجه فرکانسهای قوی و متمرکز شده ی ذهن شخص به جهان هستی مخابره  شده و باعث می شود شخص بسیار سریعتر در کانون توجه جهان هستی و در روند دریافت آنچه نوشته است قرار بگیرد.

به همین سبب است که خداوند در آیه ی معروف (قلم /1)، به قلم و آنچه نوشته می شود قسم یاد نموده است. گویا نوشته ها حکم منبع همیشگی برای ارسال مداوم و پیوسته ی فرکانسها را دارند.

نوشتن، رسم کردن، نقاشی و یا حک کردن و … تماما باعث تمرکز و ثبت خواسته ها درجهان هستی می شود. با نوشتن خواسته ها، آنها از ذهن خارج شده و برای اولین بار به دنیا آمده، متولد میشوند و شروع به تکامل و آماده سازی موقعیت می کنند تا در شرایط و زمان مناسب به دست صاحب یا آفریننده ی آن خواسته ها برسند.

این یکی از قوانین حاکم بر زندگی انسان است: هر آنچه بنویسی، به سرعت در روند خلقت قرار می گیرد تا اتفاق بیفتد.

هدف چیست؟

هدف رویا و وضعیتی مطلوب در آینده که به اندازه کافی دور از دسترس بوده و هیجان رسیدن به آن انرژی ما را مضاعف می نماید تا بتوانیم به آن برسیم. اگر هدف در زندگی نباشد انسان هیچ محرکی برای حرکت نداشته و زندگی اش رو به زوال خواهد رفت. درست مانند باغچه ای که اگر چیزی در آن نکارید بزودی علف های هرز آن را پر خواهند کرد و دیگر جایی برای گلهای زیبا وجود نخواهد داشت. اما جالب اینجاست که اکثر انسانها برای خود هدفی ندارند. آنها هر روز را به روز مرگی می گذرانند تا فقط زنده بمانند و  هیچ وقت نخواهند توانست قدرتهایی که خداوند به آنها داده است را پیدا کنند تا اسمشان را در دنیا به نیکی ماندگار کنند. و هیچ چیزی بدتر از این نیست که هرگز نفهمید چه قدرتهایی در وجود شما نهفته مانده و با شما بعد از مرگ خواهد مرد.

این دسته کثیر معمولا برای افرادی کار می کنند که در زندگیشان هدف دارند و اهرمی می شوند تا آنها را به رویاهایشان برسانند. پس ما باید یا برای اهداف خودمان کار کنیم یا تا آخر عمر برای اهداف و رساندن دیگران به هدفشان تلاش کنیم و انتخاب سومی وجود ندارد. پس به نفع ما وجهان است که انسان هدفمندی باشیم. هدف مانند فانوس دریایی است و شما با داشتن هدف، در هر لحظه می دانید که به کدام سمت پارو بزنید و یا شنا کنید تا در اقیانوس زندگی که بسیار بزرگ است با قدرت مطلق هدف به سلامت به سلامت به جذب دنیای ثروت و موفقیت بپردازید.

مشخصات یک هدف خوب

هدف باید سازماندهی شده باشد. برای این که هدفگذاری شما با اصول علمی سازماندهی شود، پس باید پنج خصوصیت زیر را داشته باشد که حروف اول آنها، کلمه ی SMART را می سازد:

 

  • معین و مشخص باشد(Specific ) 

به طور دقیق مشخص کند که چه انتظاراتی دارید، چرا این موارد برای شما مهم است، چه اتفاقاتی قرار است رخ بدهد و می خواهید به وسیله آنها چه نتایجی در زندگیتان دست پیدا کنید. مهمتر از آن کاملاً شخصی و متعلق به خود شخص شما باشد  و فراموش نکنید هدفی که مشخص و معین نباشد مانند نقشه گنجی است که هیچ محلی برای یافتن گنج در آن وجود ندارد.

 

  • قابل اندازه گیری باشد ( Measurable )

در هر زمانی بتوانید بررسی کنید که آیا در حال نزدیک شدن به اهداف مورد نظرتان هستید و چقدر با آنها فاصله دارید و با انجام چه کارهایی و در چه زمانی می توانید به آن دسترسی داشته باشید. بطور مثال مثلا اگر خانه ای بزرگ می خواهید دوست دارید آن خانه چند متر باشد؟ چند اتاق خواب داشته باشد؟ آشپزخانه و سایر بخشهای آن چه اندازه ای داشته باشد؟ دیوارها چه رنگی داشته باشند؟و…

 

  • دست یافتنی باشد ( Achievable )

اهداف شما همان آرزوهایی هستند که قابل دسترس و دست یافتنی می باشند. اگرچه هدفهای شما باید اندکی دور از دسترس باشد تا انگیزه حرکت به شما بدهد ولی نباید آن قدر دور از دسترس باشد که در باورتان نگنجد، باید حقیقی هم باشند. نکته مهمی که باید در هدف گزاری مورد توجه باشد این است که حتما باید به آن هدف یا اهداف اشتیاقی سوزان داشته باشید، اشتیاق سوزان یعنی قلباً رسیدن به آن هدف برای ما مهم است و  آنگاه این اشتیاق سوزان انرژی مثبت برای رسیدن شما به اهدافتان خواهدشد.

 

  • دلیل داشته باشد (Reasonable)

در واقع هدفتان دارای یک چرایی و دلیل قاطعانه باشد. اهداف لیست خود را یکی یکی مورد بررسی قرار دهید، از خود بپرسید “چرا؟”

دلیل نوشتن آن هدف را از خود بپرسید و جواب را یادداشت کنید. اینبار به نوشته ی خود نگاهی بیندازید و دوباره چرایی دلیل خود را مجدداً از خود سوال کنید. این کار را بارها تکرار کنید، تا چرایی خود را بیابید و هرگز فراموش نکنید که تا چرایی برای انجام کارهایتان نداشته باشید امکان رسیدن به اهداف برایتان وجود نخواهد داشت.

محرک بودن اهداف اهمیت بسیار زیادی دارد، به عبارت دیگر اهداف پیش رو باید برای شما از اهمیت و ارزش فراوانی برخوردار باشد. اگر به نتیجه نهایی علاقه چندانی نداشته باشید، یا با هدف نهایی و بلند مدت شما تناسب چندانی نداشته باشند، و اینکه خود را برای رسیدن به آنها به زحمت بیندازید احتمال کمی خواهد داشت.
بنابرین اهدافی را برای خود در نظر بگیرید که از اولویت بالایی در زندگی شما برخودار باشند چرا که در غیر این صورت ممکن است اهداف بسیار زیادی را پیش رو بگیرید که زمان کافی برای پرداختن به همه آنها نداشته باشید. رسیدن به اهداف به تعهد نیاز دارد بنابرین برای افزایش احتمال موفقیت باید دستیابی به آن را ضروری دانسته و خود را به آن مقید بدانید.

در غیر این صورت ممکن است کارهای لازم برای رسیدن به هدف را به بعد موکول کنید که در نهایت به نا امیدی و عدم رضایت از خود منجر می شود. این دو احساس مخرب باعث می شوند جملاتی مانند «من از عهده انجام هیچ کاری برنمی آیم و در هیچ چیز موفق نمی شوم» را به خود تلقین کنید که به اعتماد به نفس شما ضربه می زند.

توصیه:
برای اطمینان از اینکه هدف شما به اندازه کافی محرک است، دلایل ارزشمند بودن واهمیت آن را بنویسید. از خودتان بپرسید اگر قرار بود این اهداف را با دیگران به اشتراک بگذارم، چگونه باید آنها را قانع می کردم که ارزش تلاش را دارند؟ سپس هرگاه در راه رسیدن به هدف اعتماد به نفس خود را از دست داده یا به توانایی هایتان شک کردید، این دلایل ارزشمند را به خود یادآوری کنید.

 

  • زمانبندی داشته باشد   (Timely)

علاوه بر این که مشخص میکنید تا چه زمانی به هدف نهایی دست خواهید یافت، تعیین کنید که در طول زمان به مرور چه میزان از آن را محقق خواهید کرد. لیست اهداف از دیدگاه زمان:

کوتاه مدت:  زمان یک ساله، برای هدف هایی که قصد داریم در مدت یک سال به آنها برسیم.

میان مدت: زمان سه ساله، برای هدف هایی که قصد داریم در مدت زمان سه سال به آنها دست پیدا کنیم.

بلند مدت: زمان بیشتر از سه سال، برای هدف های عظیم تری که رسیدن به آنها با برنامه ریزی بیش از سه سال طول خواهد کشید.

 

هدف
هدف

قوانینی برای نوشتن اهداف

 

در زیر به قوانینی برای نوشتن اهداف اشاره می کنیم:

  1. نوشتن اهداف به شکل مثبت:
    برای آنچه که می خواهید کار کنید نه آنچه که می خواهید از آن بگذرید. بخشی از علت اینکه چرا اهدافمان را می نویسیم این است که دستورالعمل هایی برای ذهن ناخودآگاهمان تنظیم کنیم. ذهن ناخودآگاه شما ابزاری بسیار کارامد است، نمی تواند خوب را از بد تشخیص دهد و قضاوت هم نمی کند. تنها عملکرد آن انجام دستورالعمل هایش است. هرچه دستورالعمل های شما مثبت تر باشد، نتیجه مثبت تری هم به دست می آورید.
    همچنین مثبت فکر کردن در زندگی روزمره به شما در رشدتان بعنوان یک انسان کمک می کند. پس آنرا فقط محدود به تعیین هدف نکنید.
  2.  نوشتن اهداف با جزئیات کامل:
    به جای اینکه فقط بنویسید، “خانه نو”، بنویسید “یک خانه 300 متری با چهار اتاق خواب، 3 حمام دستشویی، و چشم انداز کوهستان روی یک زمین 1000 متری”.
    یکبار دیگر داریم به ذهن ناخودآگاهمان یک دسته دستورالعمل دقیق و جزء به جزء می دهیم تا روی آن کار کند. هرچه اطلاعات بیشتری در اختیار آن بگذارید، آخر کار نتیجه واضح تری به دست می آورید. هرچه نتیجه تان دقیقتر باشد، ذهن ناخودآگاهتان کارامدتر خواهد شد.
    آیا میتوانید چشمانتان را ببندید و خانه ای که در بالا اشاره کردن را تجسم کنید؟ دورتادور خانه قدم بزنید. در آستانه در اتاق اصلی بایستید و مهی که روی کوه ها را گرفته تماشا کنید. به باغچه پر از گوجه فرنگی، لوبیا سبز و خیار نگاه کنید می توانید ببینید؟ پس ذهن ناخودآگاهتان هم می تواند.
  3. نوشتن اهداف به زمان حال:
    اهداف را به زمان حال بنویسید. این کار باعث می شود ذهن ناخود آگاهتان مسیری با کمترینمقاومت را انتخاب کند. اگر بنویسید “در آینده پولدار خواهم شد” ذهن ناخودآگاه با این تصور که این کار مربوط به آینده است وارد عمل نمی شود. پس اهداف را به زمان حال و اول شخص بنویسید، انگار که واقعیت دارند و آن ها را احساس می کنید.
  4. بازنویسی اهداف:                                                                                                                                                                                                                                                                                  وقتی کلمات نوشته شوند و بعد دوباره نویسی شوند، حداکثر تاثیر را خواهند داشت. پس به یکبار نوشتن راضی نشوید. اهدافتان را یادداشت کنید و بعد دوباره آنها را به زبانی دیگر بازنویسی کنید، صفات انگیزه دهنده به آن اضافه کنید و مختصر و مفیدشان کنید. یک هفته بعد شاید نیاز باشد که باز اصلاحشان کنید. همینطور به این اصلاح کردن ها ادامه دهید.

نوشتن اهداف اولین قدم برای واقعی تر جلوه دادن آنهاست. بعضی وقت ها وقتی چیزی را به صورت نوشته داشته باشید، اهمیت بیشتری پیدا میکند. همچنین برنامه ریزی برای آنها نیز ساده تر می شود .
فقط ۵ ٪ از جمعیت جهان برای خود هدف تعیین می کنند. امیدوارم شما جزء این ۵ ٪ باشید. پس  همین حالا قلم به دست بگیرید و لیستی از اهداف و خواسته های خود را با فعل حال ساده و جزییات کامل بنویسید بطوریکه گویا هم اکنون آنرا در دست دارید.. با ذکردقیق تاریخ بنویسیداگر در زمان تعیین شده به آن چه می خواستید نرسیدید نا امید نشوید صبر داشته باشید البته شاید به صلاحتون نبوده که به آن برسید (حکمت خدا).

.

 

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.