آذر, 1397 بدون نظر زندگی چیست

زندگی چیست ؟ معنا و هدف زندگی

فلسفه حیات یا هدف زندگی از مسائل مهم انسان‌شناسی و یکی از اساسی‌ترین موضوعات زندگی انسان است. اگر انسان نتواند دریابد که هدف از زندگی چیست و پاسخی مناسب برای این پرسش نداشته باشد زندگی را پوچ و بی‌معنی خواهد یافت. همه فعالیت‌های آگاهانه و ناآگاهانه انسان زمانی مفهوم خواهد داشت که هدف نهایی از زندگی روشن باشد. هدف فرد از کار کردن، تحصیل علم، تولد و حتی غذا خوردن، ادامه زندگی است و هدف از زندگی و ادامه آن، پایه نگرش و جهان‌بینی او محسوب می‌شود.

 

معنای زندگی

زندگی برای هر کس معنای خاصی دارد. این مسئله به نحوه نگرش و افکار هر انسان، ارتباط مستقیم دارد. یعنی هر انسانی زندگی را به گونه ای می بیند که در مورد آن فکر می کند. هرچند نکته ای در این میان وجود دارد و آن این است که خلقت انسان به گونه ای است که کمال طلبی و هدفدار زندگی کردن، در ذات اوست. اما این خصلت ذاتی هم ممکن است به دلایل متعددی در نهاد برخی از افراد نهفته بماند و به فراموشی سپرده شود.

به طور کلی این مطلب برای اغلب افراد صادق است که بیهودگی و بی هدفی در زندگی، آنها را راضی نمی کند و مسلما اگر زندگی معنایی برای انسان نداشته باشد، زنده بودن یک انسان ارزشی نخواهد داشت. هرچند که همه امکانات زندگی کردن فراهم باشد

دلیل ایجاد حس نارضایتی در زندگی به خاطر نداشتن یا کمبود رفاه نیست. چه بسیار افرادی که در زندگی ساده و حتی سختی قرار دارند، اما از زندگی راضی هستند و از لذتهای زندگی شان بهره می برند. آنچه مشخص است اینکه ناکامی در دریافت معنای واقعی زندگی است که موجب احساس ناامیدی و یاس در زندگی می شود.

می توان اینطور بیان کرد که زندگی دارای دو بعد است. یک بعد به معنای مادی و بعد دیگر معنوی است. آنچه مهم است اینکه هر انسانی کامیابی خود را بیشتر در کدام بعد ببیند. مسلما چیزهای مادی جزئی از زندگی هستند که فناپذیر و نابود شدنی هستند ولی مسائل معنوی، پایدار و فناناپذیرند. همان طور که روح انسان هم فناناپذیر است و با مرگ از بین نمی رود.

 

برای یافتن معنای زندگی به قلب تان گوش کنید!

یک گوشه از قلب تان بی آنکه خودتان بدانید، زمزمه اصلی زندگی تان نجوا می کند. فقط کافی است به آن گوش کنید. تلویزیون را خاموش کنید، موبایل‌تان را قطع کنید. اگر در خانه تنها نیستید از آن ها بخواهید چند دقیقه مزاحم شما نشوند. چون نباید چیزی ذهن تان را منحرف کند. چند دقیقه ای چشمان‌تان را ببندید، به صدای قلب تان گوش کنید. چه احساسی دارید. چه چیزی در شما در حرکت است.

سکون و سکوت دو چیزی است که باعث می شود صدای قلب تان را بشنوید. اگر این فضا را برای خودتان خلق کنید با دقت می توانید حس درون تان را کشف کنید. کمی به ندای درون تان گوش کنید. چه چیزی باعث شادی شما می شود؟ چه جایی به شما حس ماجراجویی های ساده بچگانه می دهد؟ چه چیزی باعث درد می شود؟ چه چیزی آن را ساکت می کند؟ چه چیزی شما را می ترساند؟ چه چیزی باعث شک و تردید شما می شود؟ چه چیزی باعث می شود تا بخواهید فرار کنید؟

اگر به این سوالات صادقانه جواب دهید می توانید آن چه را که به زندگی تان معنا می دهد پیدا کنید. هدف و معنای واقعی زندگی تان را کشف کنید و تلاش کنید تا به آن برسید. وقتی این حس را داشته باشید هر گامی که بر می دارید برای تان معنا دارد.

 

کسانی که در زندگی شان هدفی ندارند…

بعضی ها اصلا هدفی در زندگی شان ندارند و معنای واقعی زندگی را نمی دانند. هر چند برای رسیدن به امکاناتی مثل خرید اتومبیل، خانه یا به دست آوردن یک شغل تلاش می کنند و به آن هم می رسند باز هم احساس پوچی می کنند. دلیل آن هم این است که معنای واقعی زندگی خودشان را پیدا نکرده اند.

مثل زن وکیلی که تمام روز مشغول کار و دفاع از پرونده های مشتریانش بود. او قدرتمندانه از کسانی دفاع می کرد که در بدترین دوره زندگی شان بودند. او نتیجه را به نفع موکلش تغییر می داد، ولی نمی دانست چرا این کار را می کند. نمی دانست با انتخاب درست پرونده ها می تواند جان انسان های بی گناه را نجات دهد. نمی دانست در پرونده ای موکلی که پول از دست رفته اش را به او بازگردانده، دوباره به او زندگی داده است.

از این نوع مثال ها زیاد است. افرادی که سخت کوشانه تلاش می کنند ولی آخر روز، زندگی برایشان بی معنا و تکراری است. در حالی که هر فردی در درون خود موهبتی الهی دارد که باید کشف شود. بیشتر مردم این هدیه الهی را نمی شناسند. ولی وقتی آن را شناختند به دنیای جدیدی وارد می شوند که هر لحظه آن با معنا است.

 

تاثیر نبود معنا در زندگی

وقتی معنایی در کار نیست، انگیزه و علاقه‌ای نیز در پی نخواهد داشت و شور و تلاشی در کار نخواهد بود. پس معنا منبعی است که باید در زندگی پرورانده و استفاده بشود. معنا در ذهن ما شکل می‌گیرد. معنا حقیقتی گیتی‌شناسانه نیست که بخواهیم کشفش کنیم و ارشمیدس‌وار در لحظه‌ای فریادِ «یافتم… یافتم» سر بدهیم. معنا دقیقا در درون ذهن ما نقش می‌بندد.

معنا به عمل و اقدام نیاز دارد. معنا درواقع چیزی است که باید به‌شکل مستمر آن را در درون ذهن بیابیم و پرورش دهیم. معنا برای سلامت روانی ما ضروری است. بدون آن، ذهن و قلب‌مان پوسیده می‌شود و می‌میرد. مانند آب که در بستر رودها جریان دارد، معنا نیز در ذهن ما جاری است. درباره‌ی معنا و پرسش‌های مهمی چون «زندگی چیست»، نکته‌ی مهم این است که آنچه گذشته است، دیگر اهمیتی ندارد و آینده نیز هنوز در دسترس نیست؛ پس باید مدام به‌دنبال احیای معنا در لحظات حال باشیم.

 

زندگی چیست؟

هرکس پاسخی برای این پرسش دارد و این تعدد پاسخ‌ها نشان از دشواری و عمق این پرسش دارد. زندگی و معنا به هم پیوند خورده‌اند. معنا در تک‌تک لحظات ما جاری است، چه زمانی‌که با مهربانی، حرفی محبت‌آمیز به همسرمان می‌گوییم و چه زمانی که فقیری را به غذایی گرم مهمان می‌کنیم. برای پاسخ‌دادن به پرسشِ «زندگی چیست» لزومی به ایراد سخنانی جدی و مهم نداریم. زندگی، کشف لحظه‌های ساده است.

زندگی_چیست

پاسخ های زیبای چند متفکران بزرگ به سوال “زندگی چیست؟”

·        دالایی لاما (The Dalai Lama) شاد بودن، هدف واقعی زندگی است.

·        استیو پاولینا (Steve Pavlina) هدف از زندگی، کشف و تجربه است.

·        بایرون کیتی (Byron Katie) برای درک بهتر اینکه هدف از زندگی چیست، باید بدانیم هدف از زندگی چه چیزی نیست.

·        کریستی ماری شلدون (Christi Marie Sheldon) تنها هدف زندگی که‌ می‌‌تواند ارضاکننده‌ی روح آدمی‌ باشد، عشق است.

·        متیو سیلور (Matthew Silver) خداوند به ما قدرت تصمیم‌گیری و اراده داده است، اما باید از قلب‌مان برای یافتن آن استفاده کنیم.

·        رالف اسمارت (Ralph Smart) باور دارم هدف از زندگی این است که به بهترین نسخه‌‌ی خودمان تبدیل شویم.

·        پارکر هسر (Parker Heuser) هدف از زندگی کشف محیط اطراف‌تان است، کشف خودتان و آنچه آموخته‌اید. پیرو قلب‌تان و تکامل معنوی خود باشید.

·        بری دونپورت (Barrie Davenport) هدف از زندگی، آگاهانه و عاشقانه زیستن در لحظه است.

·        جاستین ماسک (Justine Musk) هدف از زندگی ترویج استعداد‌ها و موهبت‌های خود و تلاش برای کسب دانش درونی و ارتقا روح‌‌تان در تمام مدت عمر است.

·        الکس بلک ول (Alex Blackwell) هدف از زندگی عشق ورزیدن بدون توقع و رسیدن به این باور است که شما همیشه شایسته‌ی دریافت عشق هستید.

·        ویل مایکل (Will Mitchel) هدف از زندگی، خودشکوفایی است.

·        جاشوا بیکر (Joshua Becker) هدف از زندگی، خدمت به دیگران است.

·        برندان بیکر (Brendan Baker) هدف از زندگی ساختن چیزی متفاوت است، متفاوت و مثبت!

 

 

در پایان، ممکن است هدف از زندگی، سؤال دشواری به نظر برسد. بسیاری از ما احتمالا زمان بیشتری را صرف فکر کردن به این پرسش خواهیم کرد.

اما با نگاهی به پاسخ‌های داده شده، می بینیم چندان هم پیچیده به نظر نمی‌رسد. خدمت به دیگران، عشق بی‌قید و شرط، تصور کردن و درک همه‌ی پتانسیل وجودی‌مان. همه‌ی اینها در یک چیز خلاصه می‌شود: احساس خوب!

وقتی خوب درباره‌اش فکر کنیم، می‌بینیم چه چیزی بهتر از حس شور و شوق و داشتن هیجان در کل زندگی است؟ اینکه کسی را دوست داشته باشیم و بدانیم که او هم ما را دوست دارد؟ چه چیزی بهتر از حس زنده بودن، آزادی و پرانرژی بودن در تمام زندگی است؟

 

 

 

 

 

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.